شعار همیشگی ما؛
۞ چراغ امید روشن است ۞
Friday, 1 March , 2024
امروز : جمعه, ۱۱ اسفند , ۱۴۰۲
شناسه خبر : 2196
  پرینتخانه » آخرین اخبار, سیاسی تاریخ انتشار : 16 مهر 1400 - 20:28 | 153 بازدید | ارسال توسط :
به مناسبت ششمین سالگرد شاعر ملی زنده یاد هرمز ممیزی

ممیزی بخشی از نسل اول انقلاب

شرحی کوتاه از زندگینامه شادروان زنده یاد هرمز ممیزی : روزی که او زاده شد ، اول شهریور ماه ۱۳۲۰ برابر با ۲۳ اوت ۱۹۴۱ . او در یک خانواده فرهنگ دوست چشم به جهان گشود . همزمان با شروع جنگ دوم جهانی ، پزشکان و پرسنل بیمارستان فرار را بر قرار ترجیح داده و تختهای بیمارستان یکی پس از دیگری خالی میشد .
ممیزی بخشی از نسل اول انقلاب

در نتیجه تخت او و مادرش نیز خالی ماند . از همان لحظه تاریخچه زندگیش به شکلی باور نکردنی با تاریخ ایران معاصر گره خورد ! خودش گاه بشوخی میگفت : ( با تولد من رضاشاه تکلیف خودش را فهمید که یا جای او بود یا جای من ) و سرانجام او ایران را ترک کرد .
ممیزی تحصیلات متوسطه خود را در دبیرستان دارالفنون بپایان رساند و در دانشگاه شیراز دوره لیسانس و در دانشگاه استرازبورک فرانسه دکترای حقوق تطبیقی خود را گرفت .
او خودش را بخشی از نسل اول انقلاب میدانست ، همیشه از شادروان بازرگان این جمله را بیاد داشت : که ما از خدا باران طلبیدیم ولی سیل امد . او سیاست را با خشونت بیگانه میدانست و صلح و دوستی را سر لوحه زندگیش قرار داده بود .
در اواخر عمرش گر چه جسمش بعلت بیماری فرسوده و ناتوان بود ، اما روح و روانش کماکان احساس جوانی میکرد . او معتقد بود که هر چند خطر پذیری انسان ببشتر باشد امکان رشد نیز بیشتر خواهد بود . ممیزی در نو جوانی در گروه کر استاد ایرج گلسرخی برای اموزش موسیقی فعالیت کرد . لیکن عشق به میهن او را از دنیای هنر و موسیقی دور و به وادی سخت و هولناک سیاست کشاند ! او با مدد گرفتن از نیروی عشق به میهن ، زندگی خود و دیگران را بهبود می بخشید . بقول صاحبدلی : میتوان عاشق و کوه و دشت بود . و عاشق آسمان و ستارگانش . و عاشق میهن و مردمانش . یکنفر میتواند به هزاران شکل مختلف عاشق باشد !

اما متاسفانه در آموزش و پرورش رشته ای به این نام آموزش داده نمیشود . و قدرتمندان تصور میکنند که مردم جهان هنوز به سن بلوغ نرسیده اند تا درس عشق بیاموزند !
ممیزی با همین ایده عشق و خدمت به مردمش در شهرداری تهران استخدام و بعد از سالها خدمت صادقانه در مقام معاون مالی و اداری شهردار تهران ( اقای مهندس توسلی ) بازنشسته شد ‌.
از او سه فرزند بنامهای مازیار . مهسا . ومهیار و چهار نوه به یادگار مانده است . او تا زمانی که چشم از دنیا فروبست علیرغم بیماری و زندگی بمدت بیست سال روی ویلچر هرگز روحیه خود را نباخت و حتی به خانواده اش هم روحیه و انرژی میداد .
مهرماه که شروع میشود ، غمی ناشناخته بر قلب خانواده ممیزی سنگینی میکند .
۱۵ مهرماه .
روزیست که روح پاکش بسوی ابدیت و معبودش شتافت . یادش گرامی و خدایش بیامرزد .
در پایان چند سطری از مجموعه اشعارش را که برای ایران سروده در ذیل میاورم :
سر زنده به ایرانم / با عشق به آبادی ، با عشق به آزادی / بسته است اگر دستم ، زخمی است اگر پایم / سنگ است اگر در راه / دور است اگر این راه / قلبم به تپیدن شاد / جسم وطنم آباد / جان وطنم آزاد .

نویسنده : مهوش رحیم پور- همسر زنده یاد ممیزی
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.