شعار همیشگی ما؛
۞ چراغ امید روشن است ۞
Thursday, 18 April , 2024
امروز : پنج شنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
شناسه خبر : 3252
  پرینتخانه » آخرین اخبار تاریخ انتشار : 27 دی 1400 - 13:32 | 131 بازدید | ارسال توسط :
در گفت و گو با مديرمسئول انتشارات كوير عنوان شد:

شکل گیری روابط عمومی شورای انقلاب

نهاد های انقلابی و تصمیم گیر برای روند های این چنینی چندان هم که از دور بغرنج بنظر می رسند پیچیده و مبهم نیستند و بعضا در ادوار تاریخی مشاهده می شود که جوانانی حتی بدون تجربه کار اجرایی توانسته اند یک نهاد سخت را در شرایطی سخت تر مدیریت کنند. یکی از آن نهاد […]

شکل گیری روابط عمومی شورای انقلاب

نهاد های انقلابی و تصمیم گیر برای روند های این چنینی چندان هم که از دور بغرنج بنظر می رسند پیچیده و مبهم نیستند و بعضا در ادوار تاریخی مشاهده می شود که جوانانی حتی بدون تجربه کار اجرایی توانسته اند یک نهاد سخت را در شرایطی سخت تر مدیریت کنند. یکی از آن نهاد ها شورای انقلاب است که با مدیریت شهید بهشتی و حضور چهره های مطرح سیاسی و جوانان انقلابی تا زمان تشکیل مجلس اول به کار خود ادامه داد. نهادی که نقش تعیین کننده ای در شکل گیری ساختار اداری جمهوری اسلامی داشت و تاثیرات برخی از اقدامات آن ها هنوز پابرجاست. محمدجواد مظفر یک جوان شیرازی دانشجو در تهران بود که در طی روند های منتهی به انقلاب با شهید بهشتی آشنا شد. در سال ۵۸ به واسطه نیاز به یک ساختار اداری تنظیم کننده در شورای انقلاب محمدجواد مظفر و تعدادی از دوستان او به دعوت شهید بهشتی برای ایجاد دبیرخانه شورای انقلاب دعوت شدند و همان حضور چند ماهه در آنجا باعث شد امروز مظفر تنها بازمانده در دسترس و گویای شورای انقلاب به عنوان یک مولفه تاریخ شفاهی باشد. به مناسبت سالگرد تاسیس شورای انقلاب گفتگو کردیم با محمدجواد مظفر، مدیرمسئول انتشارات کویر و مسئول روابط عمومی شورای انقلاب که مشروح آن را می خوانیم:
*در آغاز روند شکل گیری روابط عمومی شورای انقلاب و نحوه ی ورودتان به آن را توضیح دهید.
بعد از اشغال سفارت آمریکا که دولت موقت استعفا داد، تا آن زمان شورای انقلاب به عنوان یک قانون گذار همراه دولت بود و جای معینی هم نداشت و در خانه های مختلف جلسات را برگزار می کردند مرحوم مطهری نیز در طی یکی از این جلسات بیرون خانه‌ی مهندس سحابی ترور شد. نهایتا امام در ۱۶ آبان حکمی صادر کردند که شورای انقلاب مسئول اداره کشور است در روز جمعه ۱۸ آبان مرحوم حسن اجاره دار(۱) که همکلاس ما بود به همراه سید همایون امیرخلیلی به منزل ما آمدند و از من خواستند دبیرخانه شورای انقلاب را تاسیس کنیم من تازه از شیراز برگشته بودم تا درس ام را تمام کنم اما گفتند الان زمان این حرف ها نیست و شرایط سختی در کشور وجود دارد در هر حال من را قانع کردند و عصر جمعه به محل سابق مجلس رفتیم که محل بررسی قانون اساسی شده بود. در طبقه دوم این ساختمان اتاق های متعددی وجود داشت که همه خاک گرفته و بهم ریخته بود و شروع به جا به جایی و تمیز کردن اتاق ها کردیم تا دبیرخانه شورای انقلاب را در آن جا احداث کنیم. شهید بهشتی نیز آمد و بسیار ابراز خوشحالی کرد؛من شهید بهشتی را از سال ۴۹ می شناختم که جلساتی را برگزار می کردند در ۱۵شهریور ۵۷ نیز به اتفاق آقای محمدجواد حجتی کرمانی از منزل دکترپیمان به منزل دکتر بهشتی رفتیم و ایشان بیانیه ای را نوشته بودند که ۱۶شهریور تجمع برگزار نمی شود و من نیز تعدادی از آن بیانیه را برای آقای معادیخواه در مسجد همت تجریش بردم؛ که البته در نیمه راه به علت مواضع انقلابی از دادن آن ها به ایشان پشیمان شدم. این آغاز آشنایی من با دکتر بهشتی بود. بعد از آن از صبح شنبه ۱۹ آبان ۱۳۵۸ دبیرخانه شورای انقلاب را راه اندازی کردیم و ناگزیر بودیم یک سازمان اداری تشکیل دهیم، سپس توافق شد سید همایون امیر خلیلی رئیس دبیرخانه و من مسئول روابط عمومی باشم و به تدریج نیرو‌های دیگری را از دانشگاه ها برای کار دعوت کردیم. آن جا به مرکز حکومت ایران تبدیل شد.
*ساختار آنجا به چه شکل بود و نخستین اقدامات شورای انقلاب از زمان ورود شما چه بود؟
در اتاق سابق شریف امامی معمولا آقای باهنر مستقر بود، آقای بهشتی و موسوی اردبیلی در اتاق های دیگری بودند. کار دبیرخانه شورای انقلاب در یک اتاق بزرگ در همان طبقه دوم شروع شد و جلسات شورای انقلاب نیز همانجا تشکیل می شد. آرام آرام در شورای انقلاب شروع به انتخاب سرپرست و وزیر برای وزارتخانه ها کردند و افراد مختلفی دعوت شدند خاطرم هست مرحوم دکتر عباسپور برای وزارت نیرو،‌دکتر قندی برای وزارت پست و تلگراف، مرحوم کلانتری برای وزارت راه، مرحوم هاشمی رفسنجانی برای سرپرستی وزارت کشور و آقای خامنه ای به عنوان نماینده شورای انقلاب در وزارت دفاع انتخاب شدند. ما هر روز وزرای مختلف را می دیدیم و نامه های متعددی که به دست ما می رسید را تفکیک می کردیم و با وزرا در میان می گذاشتیم و به همین خاطر ارتباط خوبی با وزرا داشتیم.
*جالب ترین مواجهه شما با یک وزیر در آن دوره چه بود؟
آقای عباس شیبانی در تخصص خود، پزشک عمومی بود اما به علت سوابق مبارزاتی ایشان اعلام شد سرپرست وزارت کشاورزی شوند. در روزی که قرار شد آقای شیبانی به وزارت کشاورزی برود من، حسین فاضل که دانشجوی سال دوم کشاورزی بود ، مرحوم رضا اصفهانی، خانم مفیدی(همسردکتر شیبانی)و ابوذر ورداسبی(۲) به ساختمان وزارت کشاورزی رفتیم؛ وارد اتاق وزیر شدیم که قبلا دست دکتر ایزدی بود، دور اتاق مبل و میز بود اما همه کف زمین نشستیم و بحث و گفتگو بود که چه کار کنیم و در ابتدایی ترین نوع فکر و عمل بودیم آقای شیبانی هم نمی دانست چه کار کند. بعدا حسین فاضل با سال دو دانشکده کشاورزی هم معاون وزیرکشاورزی شد البته ایشان الان از اساتید برجسته دانشگاه امیر کبیر هستند.
*در واگذاری سمت ها به افراد، چه مواردی ملاک بود آیا از متخصصین در این زمینه کمک گرفته می شد؟
آن روز‌ها واگذاری سمت‌ها کاملا تصادفی و اتفاقی بود اغراق نیست اگر بگویم که شما یک پستی را تا حدی شانسی بدست می آوردید فرضا اگر از یک راه رو رد می شدید و با مقامات برخورد نمی کردید اما اگر از راه رو دیگری می رفتید سمتتان عوض می شد مثلا بیکار بودید وارد می شدید و ممکن بود تا وزارت پیش بروید.
در همان سال آقای باهنر بیانیه ای برای تشکیل نهضت سوادآموزی نوشتند و من آن را برای دفتر امام در قم خواندم و آن ها نوشتند و بعد بیانیه با یک اصلاحاتی به نام بیانیه امام در دستور تشکیل نهضت سواد آموزی منتشر شد.شب بعد از انتشار آن نیز آقای باهنر جلسه ای با عده ای برای تشکیل نهضت گذاشته بودند، یکی از دوستان من که نویسنده کتاب کودک بود برای دیداری به دفتر ما آمده بود، یک دفعه در راهرو آقای باهنر او را دید و گفت تو اینجا چه کار میکنی؟و به زور او را به جلسه برد و بعد از مدتی آن فرد معاون نهضت سوادآموزی شد. یا زمانی هم در آبادان درگیری های سیاسی زیاد شدده بود به من زنگ زدند که ما به شدت نیازمند مدیر برای رادیو تلویزیون آبادان هستیم من هم سریعا به آقای باهنر گفتم که مدیر نیاز داریم که یک باره گفتند خودت می روی؟من جا خوردم اصلا چنین چیزی در خودم نمی دیدم اما به همین سادگی بود فقط کافی بود من قبول کنم همان روز حکم مسئولیت من صادر می شد.اصلا کاری نداشتند تحصیلات و تخصص شما چیست مهم این بود که فقط جزو طیف نیرو های هوادار امام و مورد تایید آقایان باشید.
*آشفتگی ها و درگیری های اول انقلاب تا چه حد در شورای انقلاب احساس می شد؟آیا بروز و ظهور این تحولات به صورت واقعی مدنظر اعضا بود؟
یک زمانی هم غائله حزب خلق مسلمان که هواداران آیت الله شریعتمداری بودند پیش آمده بود و یک دفعه ما شنیدیم تبریز شلوغ شده است؛ در دفتر شورای انقلاب یک تلفن به نام تلفن ویژه وجود داشت که وقتی گوشی را برمی داشتید با دو شماره با هر وزیر و مسئولی می شد صحبت کرد، من از آن تلفن به استانداری آذربایجان زنگ زدم یک آقایی گوشی را برداشت گفتم آقای استاندار گفت آقا استاندار فرار کرد ما استانداری را اشغال کردیم! فضای کشور همینقدر آشفته بود!
مثلا آن زمان که مرحوم چمران که وزیر دفاع بود خاطرم هست یک هواپیمای مسافربری در مسیر مشهد سقوط کرد و مدت ها جعبه سیاه هواپیما کنار اتاق من در راهرو شورا انقلاب بود تا وزارت دفاع بیاید و آن را تحویل بگیرد!
شب ها یک نفر از ما اعضا دبیرخانه و یک نفر از اعضا شورا انقلاب کشیک می ایستادیم تا اگر اتفاقی افتاد تصمیم گیری کنیم.
یک شب در آذر ۵۸، نوبت مشترک من و مهندس بازرگان بود و جلو اتاق شریف امامی قدم می زدیم مهندس بازرگان را هم از قبل انقلاب می شناختم آن موقع خواستم مقداری شیطنت کنم گفتم آقای مهندس شما معتقد بودیم شاه برود ولیعهد بیاید؛ به یکباره گفت:«من الان هم معتقدم، نهاد دولت در ایران غربی است و روحانیت ما سنتی است و این دو هیچ سازگاری با هم ندارند.»
*به واقع مسئولین آن دوره تا چه حد شایسته سمت هایی بودند که در آن قرار گرفتند؟آیا تخصص لازم برای اداره امور در میان آن نیرو ها وجود داشت؟
آقای بهشتی از نظر مدیریت یک سر و گردن از باقی روحانیون بالا تر بود و بقیه مسائل اداری و تشکیلاتی و اداره امور را یاد نگرفته بودند. خاطرم هست آقای بهشتی خیلی روی مسائل اداری و نظم تاکید داشت. یک بار هم ظهر در همان دفتر بعد از ناهار یکی از کارمندان سر خود را روی میز گذاشته و خوابش برده بود،‌آقای بهشتی این صحنه را دیده بود و من را صدا کرد و گفت اگر کسی خسته است ده دقیقه استراحت کند بعد سر کار خود برگردد.
حتی آقای هاشمی رفسنجانی که سرپرست وزارت کشور شده بود در روز های اول کارتابل را رو به روی میز او گذاشته بودند اولا این ها کارتابل را نمی شناختند . در نامه های از پیش نوشته شده نام آقای هاشمی پایین نامه به عنوان وزیر بود تا ایشان امضا کند اما آقای هاشمی می گوید من کی این نامه ها را نوشته ام؟یعنی آقای هاشمی بلد نبود که در یک وزارتخانه نامه ها نوشته و تنظیم می شود وقتی قرار است برای جای دیگری برود باید وزیر امضا کند نه اینکه هر نامه ای که می رود شما باید نویسنده آن باشی. واقعا این مسائل را نمی دانستند اما آقای بهشتی یک سر و گردن از تمام این ها بالا تر بود.
*چه رفتار مشخصی از شهید بهشتی در شورای انقلاب و تفاوت او با دیگران را به به یاد می آورید ؟
آقای بهشتی یک بار گفتند جلسه شورای انقلاب که تمام شد به جلسه بیایید و خود را معرفی کنید تا اعضا برای ارتباط شما را بشناسند. نوار صوتی آن جلسه نیز در سایت شهید بهشتی موجود است. جلسه که آغاز شد من به عنوان بزرگتر بچه ها با مواضع تند انقلابی شروع به انتقاد کردیم که شورای انقلاب هیچ جایگاهی در میان جوانان و نیرو های انقلاب ندارد و شما راه را غلط می روید و از این حرف ها؛ صحبت من و دوستان که تمام شد تنها کسی که موضع گیری کرد آقای هاشمی رفسنجانی بود که گفت آقای بهشتی قرار ما این نبود،‌ حرف های این آقایان جواب دارد و الان زمان پاسخ آن نیست. آقای بهشتی خیلی آدم روا داری بود و گفت دوستان ما بچه های انقلابی و پایبندی هستند و می توانیم جلسه دیگری را بگذاریم و پیرامون همین مباحث صحبت شود البته جلسه دوم برگزار نشد.

*آن دوره موج ترور ها و تحولات رادیکال کشور را فرا گرفته بود. بروز این اتفاقات تا چه حد شورای انقلاب را تحت تاثیر خود قرار داد؟
صبح ۲۷ آذر ۵۸ یکی از اعضا شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی که بعدا در حادثه ۷تیر شهید شد(۳) به من تلفن زد که همین الان آقای مفتح ترور شد. من سریعا به سمت اتاق آقای باهنر دویدم که با آقای معادیخواه در آنجا ایستاده بود، گفتم همین الان خبر آمد که آقای مفتح ترور شد؛ آقای باهنر پس از شنیدن خبر گفت عجب! و دوباره به بحثشان ادامه دادند. روحیه خونسردی آخوند ها برای من جالب بود. بعد از آن به سرعت خود را به بیمارستان رساندم و هادی غفاری جلو بیمارستان در حال شعار دادن بود. فرزندان آقای مفتح نیز آنجا بودند و گفتند فردا را تعطیل کنید البته شورای انقلاب این کار را نکرد.
*کدام افراد و گروه ها برای ارائه طرح و یا دیدار با مسئولین به شورای انقلاب رفت و آمد داشتند؟
برای دیدار با مرحوم بهشتی افراد متعددی می آمدند، از جمله مسعود رجوی و موسی خیابانی چند بار آمدند و با دکتر بهشتی بحث داشتند، آقای بهشتی نیز خیلی خوب با آن ها برخورد می کرد و می گفت مسعود جان و خیلی انسانی با آن ها رفتار می کرد. آقای بهشتی معتقد بود این ها نیرو های انقلابی اند و سازمانی هستند که در به نتیجه رساندن پیروزی انقلاب نقش دارند و خواهان ارتباط صمیمانه با آن ها بود.البته من در اتاق جلسات حضور نداشتم و ضبط هم نمی شد.
یک بار هم آقای عبدالله شهبازی که از نوجوانی با ایشان آشنا بودم به عنوان مسئول سازمان جوانان حزب توده ایران به شورای انقلاب آمده بود. عبدالله شهبازی پیش از انقلاب یار عزیز ما بود و یک گروه زیرزمینی داشتیم اما در سال ۵۰ در زندان مارکسیست شد وما با او قطع رابطه کردیم و خبری از ایشان نداشتیم.
یک شب هم آقای دعایی برای دیدار با آقای بهشتی به ایران آمده بود. قبل از انقلاب برنامه نهضت روحانیون را با صدای زیبای آقای دعایی از رادیو عراق گوش می دادیم بعد برای اولین بار آقای دعایی را در شورای انقلاب دیدم و خیلی خوشحال شدم. آن موقع روزنامه جمهوری اسلامی مدام تیتر می زد قیام مردم عراق در کربلا،‌مردم عراق فلان و بهمان و… از آقای دعایی پرسیدم این اخبار روزنامه جمهوری اسلامی از عراق درست است؟ایشان با عصبانیت گفت والله دروغ است! این خبر ها در عراق نیست و این کار ها خیلی بد است که چنین اخباری را می نویسند. این اتفاق همان شبی است که بعد ها روایتی از آن نقل شد که آقای دعایی هم آن را تکذیب می کند که صدام به او گفته بود به ایران برو و بگو عراق را تحریک نکنند و…
در آن جا من با خیلی از افراد آشنا شدم. یک شب هم برادری در راه رو ساختمان در گوش من گفت من مصطفی هرندی هستیم نماینده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و به همین طریق دوستی و برادری من با آقای مصطفی تاجزاده آغاز شد.
*انتخابات ریاست جمهوری فصل مهمی از عملکرد شورای انقلاب است. شورای انقلاب چه عملکرد مشخصی در این زمینه داشت؟
شورای انقلاب بالاخره ۵بهمن را به عنوان انتخابات ریاست جمهوری اعلام کردند.آرام آرام از دی ماه سر و صدای کاندیدا ها بلند شد. بنی صدر آن زمان وزیردارایی و سرپرست وزارت خارجه بود و وام ۴درصدی مسکن که خیلی از افراد با آن خانه دار شدند ایده بنی صدر بود. بنی صدر نیز به تنهایی تاخت و تاز می کرد و زیرکانه در قم به خدمت امام رسید و هنگام خروج از آنجا گفت من کاندیدای ریاست جمهوری هستم و این تصور را ایجاد کرد که مورد تایید امام است و باقی کاندیدا ها نیز به صحنه آمدند. ما در دبیرخانه جلساتی چالشی با کاندیدا ها برگزار کردیم و اولین جلسه را با جلال الدین فارسی کاندیدای حزب جمهوری اسلامی گذاشتیم. بعد هم با آقای بنی صدر جلسه گذاشتیم که حرف های تندی علیه حزب جمهوری اسلامی زد آقای امیرخیلی نوار جلسه را به آقای بهشتی داده بود و ایشان گفته بودند هر کدام از بچه ها که در جلسه بودند حرف های من را نیز بشنوند و نتیجه یک جلسه دو ساعته با آقای بهشتی شد و بعد از مدتی ناگهان ماجرا افغانی بودن جلال الدین فارسی مطرح شد و حزب جمهوری اسلامی در این قضیه مستاصل شد و سراغ دکتر حبیبی رفتند که با ایشان و مهندس عزت الله سحابی نیز جلسه داشتیم و به این طریق ۵گفتگو برگزار کردیم جزئیات جلسات نیز در کتاب اولین رئیس جمهور منتشر شده است و همه این مباحث در آن جا گفته شده است. نه به این دلیل که این کتاب متعلق به من است اما هر ایرانی باید این کتاب را بخواند که بفهمد چه تفکری بر مسئولین در سال های اول انقلاب حاکم بود
*ماجرای تعیین حقوق کارکنان شورای انقلاب توسط شما چه بود؟
یکی از موارد جالبی که در شورای انقلاب پیش آمد ماجرای حقوق ما بود. جالب است تا دو ماه بچه ها خجالت می کشیدند برای حقوق صحبت کنند و انگار زشت بود ما اسم پول بیاوریم حالا شما ببینید ما از کجا به کجا رسیده یم! من چون بزرگتر بودم طرحی را مطرح کردم آن زمان عمده تحولات تحت تاثیر تفکر چپ بود این طرح نیز مبنای مارکسیستی داشت اما با آب و رنگ اسلامی؛ من گفتم خداوند نمی خواهد بین بندگان در امرار معاش اختلاف ایجاد شود که یک نفر کالای درجه دو مصرف کند یک نفر کالای درجه یک و هر کسی هر استعدادی دارد باید استعداد خود را به جامعه ارائه دهد و اگر فردی استعداد خود را به جامعه ارائه نکند حرام است. بنابراین حقوق بر مبنای نیاز است که همان تئوری مارکسیستی بود. هر کس به اندازه توانایی اش و به هر کس به اندازه نیاز اش!بنابراین گفتیم مبنا اجاره خانه ۲۰۰۰تومان، همسر ۵۰۰تومان، هر فرزند ۵۰۰ تومان و در نهایت به یک نرخ رسیدیم. حقوق من ۳۰۰۰تومان شد؛چون من همسر و یک فرزند داشتم آقای امیرخلیلی که رئیس بود حقوق اش
۲۰۰۰ تومان شدچون در خانه پدریش و مجرد بود و بالاترین حقوق به آقا ایوب آبدارچی شورای انقلاب تعلق گرفت که ۷۰۰۰تومان بود. آن موقع آقای حبیبی وزیر علوم و سخنگوی شورای انقلاب بود. شب ها که از جلسه بیرون می آمد من خبرنگاران را سامان می دادم و کنار آقای حبیبی می نشستم و ایشان پاسخ می داد. در آن جا آقای حبیبی آرام به من گفت مظفر ماجرای حقوق در دبیرخانه چیست؟گفتم شما از کجا خبر دارید؟گفت آقای بهشتی امروز در جلسه روسای دانشگاه های سراسر کشور ماجرای حقوق شما را نقل کرد و گفت این است تحول انقلابی! جوانان عضو دبیرخانه شورای انقلاب یک چنین فرمولی برای خود ایجاد کرده اند. حالا تصور کنید من یک جوان نپخته با تفکرات انقلابی آن طرف آقای بهشتی با سن و سال و علم و معرفت این طرف آقای دکتر حبیبی تحصیل کرده فرانسه و شاگرد گورویچ و..می خواهم بگویم آرمان گرایی آن زمان ربطی به سن و سال و تحصیلات نداشت شما ببینید در چه عالمی سیر می کردیم.
*غم انگیز ترین روز کاری تان در شورای انقلاب چه روزی بود؟
روز غم انگیزی در شورای انقلاب نداشتم البته وقایع متعددی اتفاق می افتاد و آدم را آزرده می کرد. مثلا یک روز دبیرکل سازمان ملل به ایران آمد تا موضوع اشغال سفارت آمریکا را حل کند و به شورای انقلاب آمد؛ وارد ساختمان که شد دوست ما حسین فاضل شروع کرد به مرگ بر آمریکا گفتن و از دبیرکل سازمان ملل اینگونه استقبال شد.
*انحلال روابط عمومی شورای انقلاب چگونه رقم خورد؟
بعد از انتخابات ریاست جمهوری شورای انقلاب منحل نمی شد چون مجلس نداشتیم. من تصمیم گرفتم از شیراز کاندید شوم و دوستان شورای انقلاب و مجاهدین انقلاب اسلامی و انجمن زنان مسلمان و انجمن معلمان نیز از من برای کاندیداتوری مجلس از شیراز حمایت کردند. سعید شاهسوندی از طریق مجاهدین خلق، عطاالله مهاجرانی و صباح زنگنه و مصطفی معین نیز از دانشگاه کاندید شده بودند.متاسفانه چون من مدتی شیراز نبودم ویک جریان قوی در دانشگاه از صباح زنگنه و مهاجرانی حمایت می کرد. ما شیرازی ها یک ضرب المثلی داریم که؛ ما غریب نواز و خودی گدازیم، اینکه می گویند شیرازی ها مهمان نواز هستند این است که با غریبه به مراتب بهتر از خودشان هستند. در مجلس اول هم ببینید سه نماینده شیراز چه کسانی بودند، آقای معین از نجف آباد، آقای مهاجرانی از اراک و آقای زنگنه متولد عراق! یعنی محمدجواد مظفر که در سال ۴۹ برای دفاع از مرجعیت امام زندان رفته و در کنار خانواده دستغیب فعالیت سیاسی داشته است را کنار می زنند. آن زمان آقای سیدعلی محمد دستغیب به من گفت تو به نفع مهاجرانی کنار برو ما در حمایت از تو متنی را در تلویزیون می خوانیم من هم گفتم چنین کاری نمی کنم تعداد رای اندکی نیز آوردم اما طبیعی بود که وقتی از سوی آن ها حمایت نشدم رای نیز نیاوردم. سعید شاهسوندی نیز نتوانست رای بیاورد و به این طریق من به تهران برگشتم و دبیرخانه شورای انقلاب منظم کار نمی کرد چون مجلس باید تشکیل می شد تا نقش شورای انقلاب را در قانون گذاری ایفا کند. تشکیل مجلس نیز به ۷خرداد ۵۹ انجامید.
*پس از روابط عمومی شورای انقلاب در چه حوزه ای فعالیت خود را ادامه دادید؟
مدت ها بود در روزنامه اطلاعات که دست بنیاد مستضعفان بود درگیری های شدید بین جریان چپ و اسلامی وجود داشت. آقای دعایی هم در این زمان که بر اثر اختلافات ایران عراق به ایران برگشته بود به پیشنهاد دکتر بهشتی قرارشد به موسسه اطلاعات برود. ایشان گفته بود من تیم ندارم و آقای بهشتی به ما گفت همراه آقای دعایی به روزنامه اطلاعات بروید که در شب ۲۲اردیبهشت ۵۹ که حکم امام در رادیو تلویزیون خوانده شد به آقای دعایی گفتیم کجا جلسه بگذاریم؟ایشان هم جایی نداشت و کمی فکر کرد و گفت شب به خانه آقای خامنه ای در خیابان ایران کنار مدرسه علوی بیایید. شب به آن جا رفتیم آقای خامنه ای حضور نداشت و تعدادی پاسدار ها کنار خانه بودند ما نیز مشغول بحث شدیم که فردا با وجود تنش موجود در روزنامه چگونه وارد شویم و نهایتا تصمیم گرفتیم که ما اول به داخل برویم و یک ساعت بعد آقای دعایی به روزنامه بیاید. ساعت ده شب نیز آقای خامنه ای آمدند و با اشاره به ما به آقای دعایی گفتند درست انتخاب کردید و سپس شام تخم مرغ نیمرو خوردیم.
*ادامه صحبت شما با آقای خامنه ای در چه مواردی بود؟
آن روز ها بحث های شدیدی بر سر انتخاب نخست وزیر وجود داشت آقای خامنه ای گفت آقای بنی صدر می گوید اگر حرف دلم را می خواهید بزنم بگذارید علیرضا نوبری نخست وزیر شود که بعد نیز رئیس بانک مرکزی شد؛ اگر نمی گذارید عزت الله سحابی نخست وزیر شود اما متاسفانه بر سر احساس شکستی که حزب جمهوری در انتخابات ریاست جمهوری می کرد و اختلافات جدی که با بنی صدر داشتند , این اختلافات به سطح اجتماع آمد و نگذاشتند حق بنی صدر در انتخاب نخست وزیر ادا شود و آقای رجایی را به بنی صدر تحمیل کردند که هیچ نسبت مشترکی با هم نداشتند.
——————————————————
۱-حسن اجاره دار در ۷تیر ۱۳۶۰شهید شد و در منطقه نظام آباد خیابانی به نام ایشان است.
۲-از اعضا سازمان مجاهدین خلق که در عملیات مرصاد کشته شد.
۳-شهید علی درخشان، مسئول مالی حزب جمهوری اسلامی

نویسنده : اميرحسين جعفري
برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

به اشتراک بگذارید
تعداد دیدگاه : 0
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.